داستان بازگشت چوپان دروغگو

bazgashte-chopan-doroghgo

نویسنده:سید محمد امین موسوی
تعداد صفحات: ۵۳
فرمت: PDF
زبان: فارسی

گله داستان ما بزرگ ترین گله روستا است. در واقع تنها ترین و بزرگ ترین گله روستا. یک روز اهالی روستا جمع شدند و تصمیم گرفتند؛ گله های کوچکشان را یکی کنند و یک نفر را به عنوان چوپان انتخاب کنند، به همین خاطر اعالم کردند؛ جوان هایی که می خواهند شغل چوپانی را به عهده بگیرند؛ برای آزمون و گزینش نزد کد خدای روستا مراجعه کنند.
چوپان داستان هم مثل همه جوان های روستا، در به در بدنبال کار می گشت و تصمیم گرفت؛ صبح خروس خوان، بلند شود و برود تا نفر اول باشد. اما اشتباه فکر می کرد؛ چون وقتی رفت؛ متوجه شد ۰۱ نفر از دیشب، سر صف خوابیده بودند. اما اصالً نگران نبود. چون کد خدای شهر می گفت؛ شایسته ساالر است و چوپان هم به خودش ایمان داشت که شایسته ترین فرد است. ولی باز اشتباه کرد؛ چون نوه کد خدا که هم مدرسه را رها کرده بود و هم ساعت ۱۲ ظهر به صف پیوسته و آخرین نفر بود؛ قبول شد و چوپان دست از پا دراز تر به خانه برگشت.

دریافت کتاب

منبع :کتابخانه الکترونیک آنیکال

۰

ارسال نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here